خرید بک لینک

همه چی ظاهرا داره خوب پیش میره. رابطه م؛ سفرم؛ البته به غیر از درسم.

ولی ذهنم ایرادگیر شده و میدونم چرا. دوره ی قبل پریود. دلم واسه بابک تنگ میشه و وقتی بهم زنگ میزنه, حرفاش میره رو اعصابم. حتی جا داره باهاش دعوا کنم. میفهمم از چی آب میخوره.

انگار یه بچه ی ناراضی نشسته تو سرم و در حالی که همه ی اسباب بازیاش رو ولو کرده دورش, داره مدام نق میزنه.

ولی خوبه که میفهمم چرا اینطوری ام. همین باعث میشه بنویسم و همین یکم اون بار عصبیت رو ازم دور می کنه.

الان باز دلم واسه بابک تنگ شد. چه حس های نا پایدار سست عمیقی!

یاد حرف مرجان می افتم: بشین یه گوشه و به احساس هات نگاه کن. نگاهشون کن و بذار بگذرن.

اون احساس ها مالک تو نیستن؛ بلکه صرفا حس های گذرایی هستن که رد میشن و میرن. کارشون رفتنه.

برچسب: نویسنده: پویا کوشکی تاريخ: شنبه 14 ارديبهشت 1398 ساعت: 8:14

صفحه بندی